رحمی کن ای خدا....
من آفریده ام، تو آفریدگار
کنارِ خونه تم، دلتنگ و بیقرار
لبریزم از تو وُ از غیر تو تُهی
دورت می گردمُ ، طوافِ من تویی
اگه نبینی ام، اگه نبخشی ام
اگه به من نگی، بدون تو کی ام؟
عبادتم به دل، چنگی نمی زنه
به لحظه های من، رنگی نمی زنه
وقتی به عشق تو، پَر می دم این دلُ
می گیری از دلم، غم های ساحلُ
می خوام ستاره ی، این کهکشون بشم
من با اشاره ی، خودت نشون بشم
من دل نمی بُرم، من دل نمی کنم
می ترسم از غمت، دوباره بشکنم
چشمای خیس من، با التماس می گن
رحمی کن ای خدا، بازم به حال من
کنارِ خونه تم، دلتنگ و بیقرار
لبریزم از تو وُ از غیر تو تُهی
دورت می گردمُ ، طوافِ من تویی
اگه نبینی ام، اگه نبخشی ام
اگه به من نگی، بدون تو کی ام؟
عبادتم به دل، چنگی نمی زنه
به لحظه های من، رنگی نمی زنه
وقتی به عشق تو، پَر می دم این دلُ
می گیری از دلم، غم های ساحلُ
می خوام ستاره ی، این کهکشون بشم
من با اشاره ی، خودت نشون بشم
من دل نمی بُرم، من دل نمی کنم
می ترسم از غمت، دوباره بشکنم
چشمای خیس من، با التماس می گن
رحمی کن ای خدا، بازم به حال من
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت 14:12 توسط بی نشان
|